ملا محمد مومن كرمانى

245

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

بلوچ - كه زنده گرفتار شده بود - برداشته روانه اصفهان شوند ، و در عاشر شهر ربيع الثانى داخل اصفهان شده ، سرها و اخترمه به خدمت حجّاب كرياس كيوان اساس رسيده ، خان ، مطمح نظر التفات شاهى ظل اللهى گرديد . و چون در اواخر شهر ربيع الاول به تواتر خبر انتشار يافت كه جمعى از مخاذيل بلوچ از راه خراسان به سمت يزد و توابع رفته ، عبور ايشان بر ولايت كرمان واقع خواهد شد ، بندگان خان ، مير حسين يوزباشى خواجويى را - كه از كلانترزاده‌هاى اعراب مزبور ، و مير نصر الله جد مشار اليه از شجاعان زمان خود ، و به وفور مردانگى بر پهلوانان امتياز داشت ، و مير ملك حسين مزبور به مؤدّاى « الولد سرّ ابيه » به قدرت و شوكت و فرط جرأت و جلادت موصوف ، و در مضمار مبارزت گوى مسابقت از همگنان ربوده ، در قشون خان والاشان ، مثل او جوان نبود - به حفظ و حراست خبيص ، تعيين نمود . مشار اليه به اتفاق جماعت تفنگچى - كه پنجاه نفر بودند - به خبيص رفته ، به شرايط تيقظ و احتياط اقامت مىنمود . چون قريه سيف بر سر بيابان واقع است و عبور مخاذيل ، اولا ، بر آن محل واقع مىشود ، بر سبيل احتياط چند نفر تفنگچى طاهرى و خواجويى را به رسم قراولى به قريه سيف فرستاده بود ، و به خانه‌اى مسكن نموده بودند . بلوچان را [ b 13 ] عبور از آن سمت ، و على الغفله بر سر تفنگچيان مزبور ريخته ، آنها را مقتول - و يك نفر ايشان زخم منكرى برداشته ، فرگريخته ( ؟ ) خود را به يوزباشى مزبور مىرسانند ، و مير ملك حسين كه مطلع مىشود با شصت هفتاد نفر تفنگچى سر راه زيارتگاه را گرفته منتظر بلوچ بوده . آنچه معلوم شده بود سيصد نفر بلوچ بوده‌اند كه تمامى صحيح البدن و مستعد پيكار بر شتران سوار به مير ملك حسين و رفقا دوچار مىشوند .